تلاوت قرآن
تعریف تلاوت قرآن
تلاوت قرآن یکی از عبادتهایی است که حضرات معصومین (ع) بدان پایبند بودهاند، و بر آن تأکید میکردند. در روایات ما بر خواندن قرآن و مداومت بر آن ترغیب شده است. خود قرآن کریم میفرماید: فَاقرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ - آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید. دانستن این امر که واژه «تلاوت» و مشتقات آن بیش از ۶۰ بار در قرآن کریم به کار رفته است، اهمیت و ضرورت درک این واژه را بیش از پیش روشن میسازد. بنا بر منابع مستند دینی و روایی، این واژه از ریشه " تلو" به معنای خواندن گرفته شده است. [1] با این حال، برخی از علمای لغت [2]، معنای این ریشه را «اتّباع» به معنای «در پی آمدن» دانستهاند چرا که در قرائت قرآن، آیات از پی هم میآیند و از این رو به آن «تِلاوة القرآن» نیز میگویند. مفسران قرآن، تلاوت قرآن را به معنای خواندن و برگرفته از معنای اصلی آن (اتّباع؛ در پی آمدن) دانستهاند. [3]
- تفاوت تلاوت قرآن با قرائت و ترتیل
به طور کلی میتوان گفت که قرائت اعم از تلاوت است. بدین معنا که هر تلاوتى قرائت است ولی هر قرائتى را نمی توان تلاوت نامید. تفاوت این مفاهیم به آدابی است که درتلاوت مد نظر قرار میگیرد ولی در قرائت نیست. به عبارت دیگر، تلاوت، قرائت همراه با احترام و قداست است به نحوی که ناشی از بزرگداشت و خشوع تلاوت کننده در برابر آن میشود. این امر به ویژه درباره کتاب هاى آسمانى به ویژه قرآن کریم به کار مى رود.
منظور از ترتیل نیز، قرائت خاصی از قرآن است که به صورت منظم و مرتب و بدون عجله و شتاب و همراه با آرامش و طمأنینه خوانده شود.[4] به نحوی که هم شنونده جذب این نوع قرائت میشود و هم اثر ویژهای بر خود خواننده میگذارد. روایات و احادیثی از معصومین علیهماالسلام در این خصوص وجود دارد که به وجوه مختلف ترتیل قرآن اشاره شده است؛ نظیر: مکث در آیات، با صداى خوب خواندن، بهطور روشن بیان کردن، خوب ادا کردن حروف و آشنایى با وقفهاى آن، و چنان خواندن که دلهاى سنگین را بیدار کند. [5] همچنین باید توجه داشت که قرائت و تلاوت اجزایی از ترتیل هستند که شامل ترتیل در لفظ هستند و ترتیل در معنا را شامل نمیشوند.
شیوههای تلاوت قرآن
علمای علوم قرآن، برای تلاوت قرآن، شیوههای مختلفی را ذکر کردهاند که عمدتا ناظر به سرعت و تأنّی قاری در هنگام تلاوت آیات است:
- تحدیر: این روش، به سریع خواندن قرآن و تخفیف قواعد آن مثل به قصر خواندن مدها و ساکن کردن حروف متحرّک، بهگونهای که از حد ترتیل خارج نشود گفته میشود. [6]زمانی که قاری قرآن قصد ختم قرآن در زمانی کم و تلاوت بیشتر آیات را دارد از این نوع قرائت استفاده میکند. [7]
- تدویر: تدویر در لغت به معنی گرد و مدور گردانیدن چیزی آمده است. و در اصطلاح عبارت از قرائتی بین تحقیق و حدر است، (به عبارت دیگر تدویر به کندی تحقیق نمیباشد و از نظر سرعت، بسان حدر خوانده نمیشود.) به این صورت که کلام خدا به کارگیری الحان عرب و آواهای آن، نیکو قرائت میشود. البته زیبا گردانیدن (تحسین) لفظ و صدا به اندازه استطاعت و توانایی است.[8] همچنین این نوع قرائت، همراه با تدبر در معانی آیات و رعایات تمامی قواعد تجویدی است. در این نوع قرائت، کسانی که قائل به مدّ منفصل هستند آن را مدّ میدهند اما آن را به حدّ طول (دو تا پنج حرکت) نمیرسانند. این نوع از قرائت قرآن بین عامّه مردم به «ترتیل» مشهور است. بهگفته علّامی در کتاب پژوهشی در علم تجوید، این نوع خواندن شیوهٔ بسیاری از پیشوایان قرائت بوده است.
- تحقیق: در لغت به معنی مبالغه در انجام چیزی بدون کمی و زیادی یا رسیدن به حقیقت چیزی باشد. در اصطلاح، عبارت است از: به جا آوردن حق هر حرفی از اشباع مدها، تحقیق همزهها، تمام و کمال آوردن حرکات، اظهار کامل حروف و تشدیدها، آوردن غنهها، تفکیک حروف از یکدیگر و در نظر گرفتن محل وقفهای مجاز .[9] این تلاوت از جهت سرعت، کندترین نوع خواندن قرآن است. به مرور زمان، این نوع از خواندن به «تلاوت مجلسی» مشهور شده است. در این تلاوت که به تلاوت تَنْغیمی نیز شناخته میشود، از نغمات و الحان موسیقی بهجهت القای مفاهیم آیات و تأثیر بیشر آن بر مخاطب استفاده نیز میشود.
آثار تلاوت قرآن
در قرآن کریم و روایات اسلامى براى تلاوت قرآن آثار فراوانى بیان شده است، از جمله: ازدیاد ایمان، قرار گرفتن در زمره مومنان، اظهار ایمان، اعراض کافران، اقرار به حق، امیداواری به پاداش، انذار، ایمان به پیامبر اسلام، بشارت، تحمل مشکلات، تذکر، تزکیه، تسبیح خدا، تسلیم، تقرب، حجاب، خشوع، خضوع، رحمت، رزق، سپاس خدا، سجده (سجده اهل دانش، سجده برگزیدگان)، فضل، گریه، مانع ارتداد، مغفرت و هدایت.
از بین موارد بالا برخی به صورت موردی و با توجه به آیات قرآن ذکر میشود.
- جلا یافتن دل : پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «جِلاءُ هذِهِ القُلوبِ ذِکرُ اللّهِ وتِلاوَةُ القُرآنِ» جلاى این دل ها ذکر خدا و تلاوت قرآن است.
- شکوفایی ایمان: امام علی علیه السلام می فرمایند: «لِقاحُ الإیمانِ تِلاوَةُ القرآنِ»؛ بارور شدن ایمان به تلاوت قرآن است.
- استجابت دعا: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «إنَّ لِصاحِبِ القُرآنِ عِندَ کلِّ خَتمَةٍ دَعوَةً مُستَجابَةً»؛ براى کسى که قرآن تلاوت مى کند، در هنگام هر ختمى یک دعاىِ مستجاب شونده است.
- بهرهمندی از شفاعت قرآن در قیامت: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «اِقرَؤُوا القُرآنَ، فَإِنَّهُ یأتی شَفیعاً یومَ القِیامَةِ...»؛ ۵۷ قرآن بخوانید؛ زیرا در روز قیامت، تلاوت کننده خود را شفاعت مى کند. ایشان مىفرمايند: «خانههاى خود را با تلاوت قرآن نورانى كنيد و آنها را مثل قبرستان خاموش و تاريك نكنيد، همانطور كه يهود و نصارى رفتار كردند كه عبادت را مخصوص معابد قرار دادند و خانهها را تعطيل كردند و در خانهها خبرى نبود پس هر خانهاى كه در آن زياد تلاوت قرآن شود، خير و بركت در آن زياد مىشود، گشايش در مال، ثروت، دانش، محبت، قدرت و ... در اهل خانه پيدا شده و آن خانه بر اهل آسمان نورافشانى مىكند، همانطور كه ستارگان بر اهل زمين نورافشانى مىكنند» پیامبر اکرم(صلى الله عليه و آله و سلم) می فرمایند: «نَوِّرُوا بُيُوتَكُمْ بِتِلاَوَةِ القُرْآنِ وَ لاَتَتَّخِذُوهَا قُبُوراً كَمَا فَعَلَتِ اليَهُودُ وَ النَّصَارَى صَلُّوا فِى الكَنَائِسِ(1) وَ البِيَعِ(2) وَ عَطَّلُوا بُيُوتَهُمْ فَإنَّ البَيْتَ إذَا كَثُرَ فِيهِ تِلاَوَةُ القُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُهُ وَ اتَّسَعَ أهْلُهُ وَ أضَاءَ لاِهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِيئُ نُجُومُ السَّمَاءِ لاِهْلِ الدُّنْيَا»(3)؛ (پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله و سلم) مىفرمايند: خانههاى خود را با تلاوت قرآن نورانى كنيد و آنها را مثل قبرستان خاموش و تاريك نكنيد، همان گونه كه يهود و نصارى رفتار كردند كه عبادت را مخصوص معابد قرار دادند و خانهها را تعطيل كردند و در خانهها خبرى نبود پس هر خانهاى كه در آن زياد تلاوت قرآن شود، خير و بركت در آن زياد مىشود، گستردگى و گشايش در مال، ثروت، دانش، محبّت، قدرت و ... در اهل خانه پيدا شده و آن خانه بر اهل آسمان نورافشانى مىكند، همانگونه كه ستارگان بر اهل زمين نورافشانى مى كنند.
- تلاوت قرآن در خانه
در روایات، به خواندن قرآن بسیار سفارش شده و برای خانه ای که در آن قرآن خوانده می شود، برکاتی بر شمرده شده است، از جمله مانند:
- روشنایی خانه. پیامبر(ص) فرمود: «خانه هایتان را با نماز و تلاوت قرآن، روشن گردانید».
- درخشندگی برای اهل آسمان. در حدیثی به نقل از پیامبر(ص) آمده است: «خانه ای که در آن قرآن خوانده شود، برای آسمانیان، همچنان دیده می شود که ستارگان برای زمینیان دیده می شوند».
- فراوانی خیر و برکت و رانده شدن شیاطین. از رسول خدا(ص) نقل گردیده است: «خانه ای که در آن، قرآن خوانده شود و خداوند در آن یاد شود، برکتش بسیار می گردد و فرشتگان، به آن خانه، آمد و شد می کنند و شیاطین، از آن دور می شوند». مجموعه ای از آثار و برکات دیگری نیز برای دل ها و جامعه، در روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) وجود دارد، از جمله در خطبه های ۱۷۶ و ۱۹۸ نهج البلاغه.
آداب تلاوت قرآن
قرآن گرچه بر خواندن آیات قرآنی تأکید کرده است، امّا بیشتر و مهمتر از آن بر اندیشیدن و درنگ کردن و تفکّر و تدبّر اصرار ورزیده است:
«أَفَلا يَتَدَبَّرونَ القُرآنَ» : آیا در آیات قرآن تدبّر و درنگ نمیکنند؟
«وَ لَقَد يَسَّرنا القُرآنَ لِلذِّكرِ» : و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم.
به طور کلی، آداب تلاوت قرآن را میتوان در دو دسته آداب ظاهرى و آداب باطنى تقسیم بندی کرد:
- آداب ظاهرى
مهم ترین آداب ظاهرى تلاوت قرآن که در روایات آمده عبارت اند از:
- طهارت و آراستگى: سزاوار است قارى با طهارت و وضو باشد و مسواک بزند تا دهانش که مَعْبر قرآن است خوشبو شود. [10]لباس او نیز تمیز و مرتّب باشد و در کمال ادب و وقار و آرامش رو به قبله بنشیند؛ مانند شاگردى که در برابر استاد نشسته و بر چیزى تکیه ندهد. [11]
- مکان مناسب: مکان تلاوت باید پاکیزه و مناسب باشد و خواندن قرآن در مسجد فضیلت بیشترى دارد،گرچه نباید خواندن قرآن در خانه ترک شود، زیرا به گفته رسول خدا صلى الله علیه وآله تلاوت قرآن در خانه سبب برکت و نورانى شدن آن است
- دعای قبل و بعد از تلاوت: از امامان معصوم علیهم السلام دعاهاى فراوانى براى شروع و ختم تلاوت رسیده است.
- استعاذه و تسمیه: خداوند متعال مى فرماید: هنگامى که خواستى قرآن بخوانى از شرّ شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر و نیز مى فرماید: بخوان به نام پروردگارت که انسان را آفرید. بسیارى از مفسران مراد از این آیه را خواندن قرآن مى دانند. بنا به نقلى امام کاظم علیه السلام، هنگام استشهاد به آیه اى از قرآن، نخست استعاذه مى کردند، سپس «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» مى گفتند؛ آن گاه آیه را تلاوت مى فرمودند. قُرّاء در گفتن استعاذه پیش از تلاوت اتفاق نظر دارند. قرائت بسمله نیز در آغاز سوره سفارش شده است و چنانچه تلاوت از میان سوره آغاز گردد، گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» بسیار نیکو و پسندیده است
- صداى زیبا و حزین: از دیگر آداب تلاوت قرآن خواندن آن با صداى بلند و نیکو و حزین و قرائت با لهجه عربى و رعایت ترتیل در آن است. خواندن قرآن با صداى آهسته از ریا و خودنمایى دور بوده، در برخى روایات به صدقه پنهانى تشبیه شده؛ ولى قرائت با صداى بلند بیشتر سفارش شده و در سیره عملى پیامبر صلى الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام گزارش شده است. براى تلاوت قرآن با صداى بلند آثارى چون افزایش نشاط، کم شدن کسالت، حضور قلب، ترویج فرهنگ قرآن در جامعه، تأثیر مثبت در تربیت افراد خانواده ۲۷ و بهره مندى قارى و مستمع از پاداش بیان شده است.
- استماع و انصات: ادب شنیدن و سکوت، درباره شنوندگان کلام الهى است. خداوند متعال مى فرماید: و چون قرآن خوانده شود بدان گوش فرا دهید و متوجّه و ساکت باشید، تا مشمول رحمت خداوند گردید. در روایات نیز بر این ادب تأکید شده است.
- قرائت از روى مصحفپیامبر اکرم صلى الله علیه وآله آن را سخت ترین حالت براى شیطان دانسته اند. امام صادق علیه السلام نیز آن را سبب بهره مندى چشم و سبک شدن بار گناه پدر و مادر دانسته است، هرچند کافر باشند.
- آداب باطنى
برخی از آداب باطنى تلاوت قرآن بدین شرح است:
- توجه به عظمت کلام: نخستین ادب باطنى تلاوت، توجه داشتن به عظمت و بلندى کلام خدا و نیز توجّه به لطف و فضل الهى به بندگانش در تنزل دادن آن از عرش جلال خویش تا فهم خلایق است. [12]
- تعظیم متکلم: قارى باید عظمت متکلّم را در دل خویش حاضر بیابد و بداند آن چه مى خواند از سنخ کلام بشر نیست و در حدّ رتبه متکلّم به کلام وى توجّه کند. تعظیم کلام در پى تعظیم متکلّم حاصل مى شود.[13]
- حضور قلب: اهمیت این ادب تا بدان حد است که اهل ذکر و عبادت اگر سوره اى را بدون حضور قلب مى خواندند آن را تکرار مى کردند. حضور قلب با تعظیم متکلّم حاصل مى شود و از سوى دیگر همه اسباب حضور قلب و انس دل در قرآن موجود بوده و چنانکه در روایات نیز آمده هیچ گاه قارى قرآن از قرائت کلام خداوند خسته نمى شود. [14]
- تدبّر: خداوند متعالى علت نزول قرآن را تدبّر در آیاتش بیان کرده است. تدبّر، اندیشیدن در معانى و مفاهیم قرآن کریم و مرحله اى برتر از حضور قلب است، از این رو به ترتیل در قرائت قرآن سفارش شده تا زمینه هاى تدبّر در آن فراهم گردد. به گفته امیرمؤمنان (علیه السلام) در قرائت بى تدبر خیرى نیست.[15]
- تفهّم: تفهّم» بدین معناست که قارى به تدبّر در فهم معنا اکتفا نکند و از هر آیه آنچه سزاوار و شایسته است بفهمد و سعى کند حقیقت معنا بر او روشن شود و مقصود خداوند را از آن دریابد و به عظمت وى بیندیشد و بداند که جز خداوند همه چیز فانى است. [16]
- تخلّى: تخلّى، زدودن موانع فهم آیات مانند اصرار بر گناه، کبر و خودپسندى و حب دنیا است تا حجاب ها و پرده هاى مانع فهم عمیق اسرار قرآن کریم برطرف شوند. [17]
- تخصیص: تخصیص، آن است که قارى فرض کند مخاطبِ همه خطاب هاى قرآن است و اوامر و نواهى و وعد و وعید قرآن ناظر به اوست و گویى آیات الهى هم اکنون بر قلب او فرو فرستاده شده اند.
- تأثّر: دگرگون شدن حال قارى هنگام تلاوت را «تأثّر» مى نامند. او بر حسب معرفت و مقام خود، هنگام قرائت حالت اندوه و ترس و امیدوارى به خود مى گیرد و هرچه شناخت وى بیشتر شود ترس و اندوه افزون ترى در تلاوت به وى دست مى دهد. در روایات آمده است که قرآن با حزن فرود آمده و شایسته است با صداى حزین نیز خوانده شود و نیز آمده است که هیچ بنده اى قرآن نخواند مگر آنکه حزن و اندوهش فزونى یابد و شادی اش کم گردد، گریه اش بسیار و خنده اش اندک شود. خضوع و خشوع در برابر جلال و جمال خداوند نتیجه تأثر هنگام خواندن قرآن است و بکاء و تباکى نیز محصول همین ادب باطنى قرائت است.
- ترقّى:ترقّى، آن است که قارى در حال پیشرفت باشد و تا آن جا پیش رود که کلام خداوند را از جانب خود او استماع کند نه از طرف خویش. نازل ترین درجه ترقّى آن است که قارى قرآن احساس کند که آیات قرآن را بر خداوند قرائت مى کند. احساس حضور در برابر خداوند نیز حالت هاى دعا، گریه و توبه را در وى پدید مى آورد. دومین مرتبه آن است که در قلب خود مشاهده کند که گویا خداوند عظیم به لطف و کرم خود به او خطاب مى کند و سخن مى گوید و امر و نهى مى کند. او در این هنگام در مقام هیبت و حیا و گوش دادن و شنیدن است. سومین و برترین حدّ ترقى آن است که قارى صفات خداوند را در کلام او بیابد و در این مرحله به خود و قرائت خود توجه نکند و همه همتش مصروف به خداوند و تفکّر در مقام و عظمت الهى شود. امام صادق علیه السلام در این باره مى فرمایند: به خدا سوگند که خداوند در کلام خود براى بندگانش تجلّى کرده است؛ ولى آنان نمى بینند. [18]
- تبرّى:تبرّى، بیزارى از خویشتن و نیز ننگریستن در خود به چشم رضایت و تزکیه است. در این حالت اگر آیاتى شامل مدح و ستایش نیکان و مؤمنان را بخواند، خود را از آنان ندانسته، اهل صدق و یقین را از آنان مى داند و آرزو مى کند تا خداوند وى را از آنان قرار دهد و چنانچه آیات نکوهش گناهکاران را قرائت کند خود را در آن مقام و مخاطب آن آیات دیده، مى کوشد از آنان نباشد. امیرمؤمنان (علیه السلام) مى فرمایند: پرهیزگاران چون به آیه اى مى رسند که در آن از عذاب خداوند سخن رفته گوش دل را بدان مى سپرند، چنانکه گویى صداى آتش جهنم در گوش آنان طنین انداز است. [19]
مقدار تلاوت قرآن
امام صادق علیه السلام فرمودند: «قرآن پیمان خدا با بندگان خویش است. سزاوار است هر مسلمان در این پیمان بنگرد و هر روز ۵۰ آیه از آن را بخواند». مفسران در مقدار «قرائت آنچه میسّر است» که خداوند در آیه ۲۰ سوره مزمّل به آن فرمان داده ( فَاقرَءوا ما تَیَسَّرَ مِنَ القُرءانِ) بر یک رأى نیستند؛ سعید بن جبیر آن را ۵۰ آیه، ابن عباس ۱۰۰ آیه، سُدّى ۲۰۰ آیه و جُوَیْبِر ثلث قرآن دانسته است. امام رضا علیه السلام «ما تَیَسَّرَ» را آن مقدار از قرآن دانسته اند که با خشوع قلب و صفاى درون خوانده شود .
قرائت روزانه قرآن
قرآن کریم برای یادآوری و ذکر است. برای همین است که در روایات داریم که اگر کسی هر روز دست کم پنجاه آیه قرآن بخواند از شمار غافلان و غفلتزدگان نخواهد بود: لَم يُكتَب مِنَ الغافِلينَ.
در قرآن بر تلاوت آیات تأکید شده است. مثلاً در سورۀ مزمل که در ماههای آغازین بعثت پیامبر اکرم (ص) است، آیۀ فَاقرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ القُرآنِ را دوبار تأکید میکند و در کنار سایر ویژگیهایی همچون نماز و غیره، موضوع ضرورت خواندن قرآن و مداومت بر آن طرح میشود. به پیامبر (ص) میفرماید که در دل شب برخیز و با خدا حرف بزن و قرآن بخوان. لذا یکی از توصیههای مدام ائمّۀ معصومین (ع) آن است که امّت را به تلاوت قرآن و مداومت بر آن، و از آن مهمتر اندیشیدن در معنای آن فرا خواندهاند.
اهمیت تلاوت قرآن در سیره اهل بیت (ع)
امام صادق (ع) فرمودهاند که پدر من امام باقر (ع) بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب، ما را جمع میکرد و به خواندن قرآن فرا میخواند و آنها که قرآن خواندن را بلد نبودند به گفتن ذکر فرمان میداد. 5 باری، این نشاندهندۀ اهمیّت قرآن است. مگر فراموش کردهایم که سیّدالشهداء (ع) در شب عاشورا به دعا و قرآن پرداخت و یاران و خاندانش- به گفته راویان- مثل کندوی زنبوران، پیاپی به قرآن و دعا و ذکر مشغول بودند. وقتی که از مدینه خارج شدند قرآن خواندند. سر مقدس آن حضرت بر فراز نیزه قرآن خواند: أَم حَسِبتَ أَنَّ أَصحابَ الكَهفِ وَ الرَّقِيمِ كانوا مِن آياتِنا عَجَباً.
در تاریخ حیات رسول اکرم (ص) آوردهاند که آن حضرت تا سورههای حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن را نمیخوانند نمیخوابیدند، 7 سورۀ اعلی را نیز بسیار دوست داشتند و دمادم میخواندند. 8 ایشان با آوایی زیبا و دلنشین تلاوت میکردند.
بگذارید از امیر مؤمنان علی (ع) نیز بگوییم. عبدالرّحمن سلمی میگوید: «به خدا سوگند هیچ قریشی را ندیدم که بیشتر از امیر المؤمنین علی (ع) قرآن بخواند».
آیۀ چهل و ششم سورۀ نساء را بسیار دوست داشت و پیاپی میخواند :»إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ وَ يَغفِرُ ما دونَ ذلِكَ لِمَن يَشاءُ
سایر ائمّه نیز در تلاوت قرآن بسیار کوشا بودهاند. گاه صدای تلاوت قرآن موجب میشد که رهگذران در کوچه میایستادند و به صدای قرآن خواندنِ آنان گوش میسپردند. تعلیم قرآن را از خردسالی میدانستند و اطفال را به خواندن قرآن ترغیب و تشویق میکردند.
منابع:
- خبرگزاری بینالمللی قرآن کریم (ایکنا)
- دانشنامه حوزوی ویکی فقه
- شاهرودی، محمد سعید، 1381، نگاهي نو به آداب باطنی تلاوت قرآن، نشریه پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی
- ویکیشیعه
- دانشنامه اسلامی
- المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۱۹.
- وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۱۳
- الکافى، ج ۲، ص ۶۱۰؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۱۹ ـ ۲۲۰
- جامع احادیث الشیعه، ج ۱۹، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۸
- سوره نحل آیه ۹۸
- سوره علق آیه ۱
- مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۸۱.
- بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۲۱۰؛ الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۶۴.
- التبیان، ج ۱، ص ۲۲.
- جامع احادیث الشیعه، ج ۱۹، ص ۹۹؛ مستدرک الوسایل، ج ۴، ص ۲۶۴ ـ ۲۶۵.
- الصافى، ج ۱، ص ۷۱ ـ ۷۲ ؛ بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۱۹۰ ـ ۱۹۴ ؛ کنز العمال، ج ۱، ص ۶۰۴ ـ ۶۰۵.
- المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۲۹.
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۰۶؛ کنز العمال، ج ۱، ص ۶۰۴.
- جامع احادیث الشیعه، ج ۱۹، ص ۸۵.
- جامع احادیث الشیعه، ص ۸۳ ـ ۸۵.
- المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۳۰.
- جامع الاخبار، ص ۴۴ ـ ۴۷.
- سوره اعراف آیه ۲۰۴
- بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۲۲۱؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۹، ص ۲۰۰
- بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۲۰۱ ـ ۲۰۲.
- بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۲۰۲.
- جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۶۸ ـ ۳۷۰
- جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰
- جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۰ ـ ۳۷۲.
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۱۱ ـ ۵۱۲؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۱.
- سوره ص آیه ۲۹
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۱۲؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۳۷.
- وسائل، ج ۶، ص ۱۷۳؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۲.
- جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۲؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۳۸ ـ ۲۳۹؛ احیاء علوم الدین، ج ۱، ۵۱۳ ـ ۵۱۵.
- المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۴۱؛ الصافى، ج ۱، ص ۷۳.
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۱۷؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۴۳؛ الصافى، ج ۱، ص ۷۳.
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۱۸ ـ ۵۲۱؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۴۴ ـ ۲۴۷.
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۲۲ ـ ۵۲۳؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۴۷.
- بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۱۰۷.
- احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۲۳؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۴۸ ـ ۲۴۹.
- نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳ ؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۷ ـ ۳۷۸.
[1] ازهرى، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج 14، ص 225، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1421ق؛
[2] ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج 1، ص 351، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1404ق.
[3] طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 199 و 442، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 215، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[4] ر. ک: ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 11، ص 265، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق؛ «ترتیل خواندن قرآن»، 14877.
[5] مجمع البيان، جلد 10، صفحه 378؛ اين حديث در اصول كافى، جلد 2، باب ترتيل القرآن بالصوت الحسن، و كتب ديگر با مختصر تفاوتى نيز آمده است.
[6] علّامی، پژوهشی در علم تجوید، ۱۳۸۱ش، ص۵۰.
[7] علّامی، پژوهشی در علم تجوید، ۱۳۸۱ش، ص۵۰.
[8] ابن جزری، محمدبن محمد، النشر فی القراآت العشر، ج۱، ص۲۰۵
[9] ابن جزری، محمدبن محمد، النشر فی القراآت العشر، ج۱، ص۲۰۵.
[10]کنزالعمال، ج ۱، ص ۶۱۱
11 المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۱۹.
[12] جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۶۸ ـ ۳۷۰
[13] جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰
[14] احیاء علوم الدین، ج ۱، ص ۵۱۱ ـ ۵۱۲؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۱.
[15] وسائل، ج ۶، ص ۱۷۳؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۲.
[16] جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۲؛ المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۳۸ ـ ۲۳۹؛ احیاء علوم الدین، ج ۱، ۵۱۳ ـ ۵۱۵.
[17] المحجة البیضاء، ج ۲، ص ۲۴۱؛ الصافى، ج ۱، ص ۷۳
[18] بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۱۰۷.
[19] نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳ ؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۳۷۷ ـ ۳۷۸.